close
تبلیغات در اینترنت
sms deltangi
loading...

همه چی آنلاینـــــــــ

فرود آی ای عزیز دل که من از نقش غیر تو سرای دیده با اشک ندامت شستشو کردم صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی ترا هم ، آرزو کردم ملول از ناله ی بلبل مباش ای باغبان رفتم حلالم کن اگر وقتی گلی درغنچه بو کردم فرود آی ای عزیز دل که من از نقش غیر تو سرای دیده با اشک ندامت شستشو کردم صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را   ولی من باز پنهانی ترا هم ، آرزو کردم ملول از ناله ی بلبل مباش ای باغبان رفتم حلالم کن اگر وقتی گلی درغنچه بو کردم بشنو از نی،نی نوای بی صداست میزند خنجر به دل چون…

sms deltangi

admin بازدید : 186 سه شنبه نظرات ()

فرود آی ای عزیز دل که من از نقش غیر تو سرای دیده با اشک ندامت شستشو کردم صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی ترا هم ، آرزو کردم ملول از ناله ی بلبل مباش ای باغبان رفتم حلالم کن اگر وقتی گلی درغنچه بو کردم

فرود آی ای عزیز دل که من از نقش غیر تو سرای دیده با اشک ندامت شستشو کردم صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را

 

ولی من باز پنهانی ترا هم ، آرزو کردم ملول از ناله ی بلبل مباش ای باغبان رفتم حلالم کن اگر وقتی گلی درغنچه بو کردم

بشنو از نی،نی نوای بی صداست میزند خنجر به دل چون بی وفاست بشنو از دل،دل صدای بی ریاست هر زمان هرجا نوازد با صفاست

با عشق به من به من خیانت کردی دل دادم و تو رد امانت کردی رفتی و چه آسوده ز من دل کندی هر دو قلمت خورد اگر برگردی !

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی شاید او حتی بگوید لایق من نیستی

نوبهار عمر را ديدي چه شد؟ زندگي را هيچ فهميدي چه شد؟ ديدي اي دل دوستيها بي بهاست؟ كمترين چيزي كه مي يابي وفاست؟ ديده اي گلها همه پژمرده اند رنگها در دود و سرما مرده اند آري اي دل ! زنده بودن ساده نيست بين آدمها يكي دلداده نيست بايد اينجا از خود اي دل گم شوي عاقبت همرنگ اين مردم شوي !

یه ضربدر ،روی یادت یه ضربدر ،روی اسمت یه ضربدر ،روی چشمت اون ،جادوی طلسمت یه ضربدر، روی روزی، که توش،تورو شناختم یه ضربدر، روی خندت، که بهش ، هستیمو باختم نمیذارم که بلرزه، دلِ من، با التماست میشکنم آینه ها رو ،تا نمونه، انعکاست میزنم قفل ؛پای قلبم، که دیگه گم نشه آسون یه ضربدر رو خیابون ،که قدم زدیم تو بارون یه ضربدر، روی هر چی، که بویِ تو رو داره

از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد

منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: “اين دنياي منه”

  قلب من در هر زمان خواهان توست  / این دو چشمان عاشقم مهمان توست / گرچه لبریز از غمی درمانده ام / این نگاهم  در پی درمان توست …!

شعله گفت کاش روزی به شمعدان میرسیدم شمع بدون اینکه حرفی بزند ذره ذره آب شد تا شعله به آرزویش برسد!


دلتنگتم

دلتنگی یعنی حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش رامیکنی

دلتنگی چیست ؟ یادگاری از آنان که دوستشان داریم و از ما دورند

اشک چشمام جمع شده ، یواش یواش سنگ شده

 خبر داری چه اندازه ، دلم برات تنگ شده ؟

در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است ، همیشه دلتنگ توام

یک نفر دلتنگ است
یک نفر می گرید
یک نفر سخت دلش بارانیست
یک نفر در گلوی خویش بغض خیس و کالی دارد
یک نفر طرح وداع می کشد روی گل سرخ خیال؟


باز هم تو را بهانه می کنند!
می بینی چه شادمان بر سرسره گونه های من میلغزند؟!
حق دارند،آخر از زندان دلتنگی من،این بار هم گریخته اند

چه روزای پر از دردی جلو عکست نشستم با بغض سردی
دیگه با تنهاییهام ساختم مطمئن شدم برنمیگردی
تنها زیر سقف شکسته غرق این کابوس تکراری
اینجا برگ فاصله برنده شد… نساز آهنگ دلتنگی

آدما خنده هاشون همیشه از دل خوشی نیست ، گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست ، گاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره ، یه جمله ی ساده گاهی چقدر واست غم میاره

این اشک های بی دلیل من

دان من گریه می کردم که از دنیا دلم تنگ است ، من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ، ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن ، نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم. 

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم.

 در خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا....غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند. 

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند.

 سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا.

 اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت

وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن.

باش. 

 اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست

 مبين به چشم دشمن ما را 

 می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردیه!

ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد.

زندگي دفتري از خاطرهاست … يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک … يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد… ما همه همسفريم.

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي.

آدمک آخر دنياست بخند
آدمک مرگ همينجاست بخند
دست خطي که تو را عاشق کرد
شوخي کاغذي ماست بخند
آدمک خر نشوي گريه کني
آن خدايي که بزرگش خواندي
بخدا مثل تو تنهاست بخند…


بعضیا میگن دنیا ارزشش رو نداره ! مگه میشه دنیایی که تو رو داشته باشه بی ارزش بشه !

یادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرین برای همه ی عمر. . . .

خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت
خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . .

گاهی خط زدن بر تو پایان نیست...آغاز بی لیاقتی اوست.

همینی را که هستم دوست بدار ، وگرنه ؛ از این بهتر را که همه دوست خواهند داشت.

دیگر نمی گویم گشتم نبــــود نگرد نیست !بگذار صادقانه بگویم گشتیم ! اتفاقابود ! فقط مال ما نبود ! شما بگردید ! شاید مال شما باشد .

در تاريکي مانده‌ام. کاش کسي شمعي نذرم و کبريتي حرامم ميکرد

انسان عاشق زیبایی نمی شود. بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست

هستند کسانی که روی شانه هایتان گریه میکنند و وقتی شما گریه میکنید دیگر وجود ندارند

مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد

از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی

نبودن من به بودن چه کسی کمک می کرد که مرا از خود جدا کردی؟!؟؟؟؟؟

Kodamin cheshme sammi shod ke ab az ab mitarsad? Ke hata zehne mahigir az ghollab mitarsad! Gerefte damane shab ra ghobari anchenan darham, ke cheshm az pelko, pelk az khab mitarsad...

ما آدم‌ها فقط هدفمون رسیدن به یکدیگره، و انگاری بعد از اون دیگه زندگی همون‌جور ثابت می‌مونه. در صورتی که هدف آدمی نه رسیدن به یکدیگر (که این شاید سهل ترین کار باشه) بلکه ماندن و حفظ دوست داشتن یکدیگر باید باشه.

نازنین ! چشمِ تمنایِ مرا یادت هست؟ روز تشیعِ دلم! حال و هوا یادت هست؟ بهتِ چشمانِ من آنروز تماشائی بود تو که میرفتی و من مانده بجا یادت هست؟ ...... بدترین حادثهِ قرن دلم رفتنِ توست تو که تاریخِ همین واقعه را یادت هست!! بعدِ تو چهرِهِ من آگهیِ ترحیم است ! بعدِ تو مرده ام اما تو کجا یادت هست.!؟

در گفتن و شنیدن جمله "دوستت دارم" چه هست؟ که کسی که می گوید عاشق تر می شود و کسی که می شنود بی تفاوت تر

تنهایی یعنی هیشکی نباشه که بهت بگه دو دقیقه از پای اون کامپیوتر بلند شو بیا بشین پیش من

میتونی نگاهم نكنی اما نمیتونی جلو چشامو بگیری . میتونی بگی دوستت ندارم اما نمیتونی بگی دوستم نداشته باش . میتونی از پیشم بری اما نمیتونی بگی دنبالم نیا . پس نگاهت میكنم ، دوستت دارم ،تا ابد به دنبالت میام

گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم

در زمانی که وفا قصه ی برف به تابستان است و صداقت گل نایابی است و در آیینه ی چشمان شقایق ها نیز عابر ظالم و بی عاطفه ی غم جاریست به چه کس باید گفت با تو خوشبخت ترین انسانم

آزاد شو از بند خویش، زنجیر را بــاور نکن اکنون زمان زندگیست، تاخیر را بــاور نکن حرف از هیاهو کم بزن از آشتی‌ها دم بزن از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را بــاور نکن خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان تو شاهکار خالقی، تحقیر را بــاور نکن بر روی بوم زندگی هر چیز می‌خواهی بکش زیبا و زشتش پای توست تقدیر را بــاور نکن تصویر اگر زیبا نبود، نقّاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن، تصویر را بــاور نکن خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید پرواز کن تا آرزو، زنجیر را بــاور نکن

گفت: چند سال داری؟ گفتم: روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم، کودکی چند ساله‌ام

hamaeye dardam in ast ke .... 1 nafar dar zendegie man hast, .... ke nist

یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی... اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند.

دلش خون بود و پنهان گریه می كرد لبش چون بسته بود خندان گریه می كرد برای انكه اشكش را نبینم همیشه زیر باران گریه می كرد

گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند

 

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 98
  • کل نظرات : 1
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 7
  • آی پی امروز : 2
  • آی پی دیروز : 3
  • بازدید امروز : 15
  • باردید دیروز : 4
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 41
  • بازدید ماه : 104
  • بازدید سال : 806
  • بازدید کلی : 38,327
  • کدهای اختصاصی